✍️✍️در این نوشته روایت عمیق و خواندنی حامد فتاحیان درمانگر هیجان مدار و مشاور خانواده از برد کالیفرنیا را پس از حوادث تلخ 18 و 19 دی ماه را روایت می کنم:
این روزها صحبت‌های سیاسی نقل اغلب محافل ایرانیان است؛ چه در داخل کشور و چه در خارج.
البته سیاست همیشه موضوع گفتگو بوده، اما تفاوت این دوره در شدت و بار هیجانی آن است.

تجربه‌های دو ماه اخیر در کنار خاطرات و زخم‌های سال‌های گذشته، و همچنین احساس خطر و تهدیدی که پیشروی کشورمان است و بسیاری از ما تجربه می‌کنند، باعث شده تحلیل‌ها پررنگ‌تر، تندتر و هیجانی‌تر شوند.

آنچه این گفتگوها را پیچیده‌تر می‌کند، تفاوت روایت‌هاست.
هر فرد از زاویه‌ای متفاوت به وقایع نگاه می‌کند.
و آنچه اغلب دشوار می‌شود، رواداری نسبت به این تفاوت‌هاست؛
گاهی حتی از خود می‌پرسیم: «چطور ممکن است او این‌گونه ببیند؟»

اما واقعیت این است که اگرچه اتفاقات بیرونی تا حد زیادی برای همه ما مشابه است،
آنچه تجربه و برای خودت روایت می‌کنیم کاملاً شخصی است.

تجربه‌های گذشته من،
نگاه و شخصیت من،
ارزش‌ها، ترس‌ها، امیدها و زخم‌های من،
همه دست به دست هم می‌دهند تا «روایت درونی من» از این وقایع شکل بگیرد.

برای مثال:
کسی که در گذشته تجربه‌ی مستقیم جنگ یا ناامنی داشته، ممکن است امروز نسبت به هر نشانه‌ای از درگیری، واکنشی شدید و ضدجنگ نشان دهد.
در مقابل، فردی که تجربه‌ی سرکوب یا بی‌عدالتی عمیق‌تری داشته، ممکن است تغییرات ریشه‌ای را حتی با هزینه‌های سنگین‌تر ضروری بداند.

هر دو نفر ممکن است از رنج حرف بزنند،
اما ریشه‌ی روایت‌شان متفاوت است.

اما ذهن ما به این روایت های متفاوت برای ساده‌سازی، برچسب می‌زند:
ضدجنگ / جنگ‌طلب
سلطنت‌طلب / چپ
حزب‌اللهی / برانداز

این دسته‌بندی‌ها کار ذهن برای کاهش پیچیدگی است؛
اما واقعیت این است که هر انسان، روایت منحصربه‌فرد خود را دارد.
و تغییر روایت، معمولاً کار ساده‌ای نیست.

شاید تنها مسیر مفید این باشد که
به‌جای تمرکز بر اثبات برتری ایده‌ی سیاسی خود،
کمی مکث کنیم و بپرسیم:

«چه تجربه‌ای باعث شده تو این‌گونه ببینی؟»

وقتی به‌جای دفاع از موضع، به ریشه‌ی روایت‌ها گوش بدهیم،
امکان فهم عمیق‌تر و شاید همدلی بیشتر فراهم می‌شود.

و شاید در این روزهای پرتنش،
همین فهم متقابل، از هر پیروزی سیاسی مهم‌تر باشد.