✍️✍️امین توحیدی
مدتی است به این می اندیشم که هر کسی با تفکرات و عقاید و باطن خودش میتواند ظاهر دیگری داشته باشد یا نه نمی شود و در اینجا بنظرم خلقت انسان به گونه ای است که خداوند ظاهر را در راستا باطن و باطن را در راستا ظاهر به انسان اعطا می کند؛
از آنجا به این موضوع رسیدم که به این نتیجه رسیدم که هرکسی با عقاید منحصر به فرد خودش نمی تواند چهره دیگری به خود بگیرید و عقاید منحصر به فرد هرکسی در هستی، صرفا در همین چارچوب ظاهری خاص هر فرد می گنجد و همین درگیری ذهنی مرا عمیقا به تفکر در خلقت خداوند واداشت و این را در ذهنم متبادر کرد که خداوند ظاهر و باطن را به موازات هم در خلقت انسان به او اعطا می کند و ظاهر، باطن را شکل میدهد و باطن بر ظاهر در چارچوب مشخصی اثر می گذارد و این دو از ابتدای خلقت به مانند دو خط موازی با هماهنگی پیش می روند؛ آنچه به نظر باید در نظر گرفته شود این است که تاثیر موازی ظاهر و باطن جهتگیری مثبت و منفی ندارد تنها از جنبه شکل دهی یکدیگر مورد اشاره است.
«دیدگاه مطرح شده کاملا شخصی است»
