احساسات ما چه هستند و چه نقشی در زندگیمان دارند؟
چرا به این میزان تاکید به اهمیت احساسات وجود دارد؟
چگونه می توانیم احساساتمان را مدیریت نماییم؟
چطور با آنکه منطق و دلیل یک کار را میدانیم، بازهم به صورت احساسی نسبت به آن برخورد می کنیم؟

شاید هر کدام از این سوالات به ذهن شما نیز خطور کرده باشه. یکی از دغدغه های افراد نحوه تعامل و مدیریت احساساتشان هست و در اغلب اوقات نیز قانع شدن آنان برای ورود به درمان، استیصال آنان در برخورد با احساساتشان می باشد.

آنچه تجربه احساسات را برای ما پیچیده می کند، معنایی است که در طول زندگی به آن احساسات می دهیم. به طور مثال در خیلی از فرهنگ ها ابراز غم برای مردان امری غیرمتداول و به معنی ضعف تلقی میشه و یا در ابراز احساس خشم (نه خشونت) امری ناپسند محسوب میشه. چنین معنایی در ذهن، تجربه احساسات را در ما پیچیده می کند و همین امر باعث تجربه های پیچیده احساسات در ما می شود. ما نیاز داریم در صورت بروز احساسی در بدنمان، بتوانیم آن را تجربه کنیم تا عبور از آن احساس را تسهیل کنیم. به میزانی که تجربه احساسی در ما سخت تر باشد، عبور از آن نیز پیچیده تر است.

حامد فتاحیان
دانش آموخته مشاور خانواده دانشگاه پالو آلتو کالیفرنیا، آمریکا